عبد الله قطب بن محيى
361
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى
به تو چه علاقه دارد و اگر البته چنين است اينكان « اعطى زيد عمروا دينارا » دينار را به تاوان گير و رو ، بدى و نيكى جهان همه از اينگونه است : نه تويىّ تو اسْت بر كارى * تو چهاى اندرين ميان بارى گفتم اگر شنفتى إِنَّ فِي ذلِكَ لَذِكْرى لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَ هُوَ شَهِيدٌ « 1 » و السلام . * * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم مكتوب 151 - [ ياد خدا ] من عبد اللّه قطب الى وليّى فى اللّه سيّد الجماعة الامير محب الملّة و الدّين الشيخ محمد . پرسيده بودند كه چون حق اين است كه عبد يك لحظه از ياد خداوند خود غافل نباشد ، اگر چنين نباشد آثم و عاصى باشد يا نه ؟ ياد دو [ قسم ] است : يكى ياد سرّى و اين ياد هرگز از جان مؤمن منفك نشود و وصف الحال آن اين است كه : ياد تو در ضميرم و مهر تو در دلم * با شير اندرون شد و با جان به در رود و اين ياد است كه اگر لحظهاى از آن غافل شود نام او در جريدهء بيگانگان ثبت شود . دوم ياد ذكرى و اين يادى است كه به زبان كنند يا در ظاهر دل گذرانند و « اقامهء صلات خمس » براى اداى چنين ذكر است كه وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي « 2 » و چنين ياد اگر در اوقات غير مفترضه از آن گاهى ذاهل شود ، چون آن ياد سرّى به نهان جان او قايم است و محبّت خداوند از صميم فؤاد او زائل نيست ، آن ذكر كفّاره اين نسيان است و خداوند كريم به جود عميم از آن تجاوز فرمايد و بنده را به آن مكلف ندارد . از حنظلة بن الربيع كه از كتّاب رسول اللّه است صلى اللّه عليه و آله روايت كنند كه
--> ( 1 ) . سوره ق ، آيه 37 « قطعا در اين [ عقوبتها ] براى هر صاحبدل و حقنيوشى كه خود به گواهى ايستد عبرتى است » . ( 2 ) . سوره طه ، آيه 14 « و به ياد من نماز بر پا دار » .